X
تبلیغات
Architect - مارسل دوشان و هنر مفهومی
Architect

Architect

با توجه به شرایط و زمینه های ایجاد شده در طی قرن 20، هنر مفهومی به عنوان نمادی از آزادی هنری در دهه های 70 و 80 مطرح شد. مجموعه تفکراتی که در جهت هماهنگی و مشارکت «زبان» در کنار فرم هایی از دوران مدرن و معاصر عمل می کردند. هنری اساسا «فکری» و عقیدتی که برای ارایه نظریات هنرمند تلاش کرده، راهگشای خلاقیت او دربرخورد با موضوعات مختلف است....

تاریخچه هنر مفهومی به نظریاتی که هنرمند فرانسوی مارسل دوشان Marcel Duchamp (1978-1887) در مورد «ایده» و نقش آن در یک اثر هنری مطرح کرده، باز می‌گردد؛ او بر این اعتقاد بود که ایده هر کار هنری، مهم تر از محصول و فراورده آن است. آنچه که هنر مند می خواهد بیان کند و مفهومی که برای بیان خلاقیت خویش در نظر گرفته، خود هنر است. اساس کار هنری، انتخاب شیئی است که به جای آنکه آن را بسازیم، خودش ساخته شده باشد.
در عناصر موجود در آثار دوشان و حتی آثار سه بعدی که توسط او ساخته شده اند، شی مورد نظر می تواند به تنهایی به عنوان یک اثر معرفی شود. دوشان در معرفی مسیر زندگی هنری خویش می گوید: «من می خواستم از جنبه های فیزیکی نقاشی عبور کنم. بیشتر علاقه داشتم که عقاید جدیدی بیافرینم. به عقیده من «کوربه» [Gustave Courbet] در قرن 19 ام تاکید بیشتری برمسایل فیزیکی را مطرح کرده است. ولی من بیشتر به عقاید علاقه دارم؛ نه فقط دستاوردهایی که از جنبه بصری به وجود می آیند و می خواهم نقاشی را هر چه بیشتر در خدمت فکر قرار دهم....».
بر اساس یك نظرسنجی هنری، كاسه توالت مارسل دوشان (duchamp fountain) تاثیرگذارترین اثر هنری مدرن دنیا در تمامی دوران نام گرفته است این اثر از دوشان با عنوان «فواره» در مقام اول، تابلوی «دوشیزگان آوینیون» اثر پابلو پیكاسو متعلق به سال 1907 در مقام دوم، و تابلوی مریلین مونرو اثر اندی وارهول متعلق به سال 1962 در مقام سوم قرار گرفته‌اند. دوشان در سال 1917 این توالت را امضا كرد و آن را در نمایشگاهی به نمایش گذاشت ؛ او با این كار دنیای هنر را بسیار شوكه كرد. سایمون ویلسون، كارشناس هنری می‌گوید: «انتخاب اثر دوشان پیش از آثار پیكاسو و مارسل دوشان و توالت مارسل دوشان ماتیس واقعا شوكه ‌كننده است. اما این انتخاب بیانگر پویایی هنر امروز و این نكته است كه در هنر مهم‌ترین چیز فرایند خلاقه‌ای است كه در اثر هنری، خود را به رخ می‌كشد و فرقی نمی‌كند كه اثر از چه ساخته شده یا چه شكلی داشته باشد.».

اما واقعاً چگونه می شود این گونه اشیا را به عنوان اثر هنری پذیرفت.

- -
دلایل:
۱- تغییری که هنرمند در شیء از متنی به متن دیگر پدید می آورد( آنچه در نشانه شناسی با نام جانشینی خوانده می شود)
الف) از متن زندگی روزمره به متن هنری.
ب) از مکان همیشگی به مکان نمایشگاه.

به عبارتی یک شیء نظیر پارو که در متن زندگی روزمره برای پارو کردن برف به کار می رود و در گوشه انبار قرار دارد؛ وقتی به متن نمایشگاه راه می یابد؛ و دوشان نام " پیش از بازوی شکسته " را بر آن گذارده؛ این شیء دیگر پارو نیست بلکه اثر هنری است.
این برخورد را در زندگی روزمره مان نیز به کار می بریم؛ برای نمونه یک سماور زغالی ( سماور آتشی) که سال ها در زندگی پدران مان کاربرد داشته؛ امروزه به عنوان یک شیء تزیینی در بهترین جای منزل – دکور و اتاق و سالن پذیرایی – قرار می دهیم و در متن کنونی اش دیگر سماور نیست بلکه یک شیء تزیینی است.
۲- انتخاب هنرمند؛ تفکر و ذهنیت و انگیزه هنرمند است که یک شیء را اثر هنری خطاب می کند و این برخورد هنرمند در اصل نفی هنر و نقاشی کلاسیک( نقاشی با قلم مو و رنگ بر روی بوم ) است.
۳- انتخاب هر شیء نیز اثر هنری شمرده نمی شود بلکه می بایست شیء باشد که هیچ گونه احساسی را به همراه نداشته باشد و به عبارتی شیء خنثی باشد. و در مدت زمان کوتاهی دچار عادت نشود.
۴- نامی که بر اثر گذاشته می شد نیز بسیار مهم بود. به گونه ای که مفهومی غیر از عملکرد اولیه شیء را به ذهن متبادر کند؛ که نام اولیه شیء محو شود.
بنابراین حتی یک شیء روزمره که در نمایشگاه می بینیم ؛ یک اثر هنری است چون در پس این شیء یک مفهوم فلسفی نهفته است.
اما امروزه در ایران با عنوان های هنر مفهومی ( کانسپچوال ) و غیره؛ هنرمندانمان دست به ارائه آثاری می زنند که کمتر مفهومی از فرهنگ ایرانی در آن دیده می شود و دربرخی مواقع مغایر با فرهنگ ایرانی است.
 
«سقوط عریان یك پلكان» - ۱۹۱۲ / رنگ روغن روی بوم - ۸۹*۱۴۹ سانتی متر‎/ موزه هنر فیلادلفیا
ويژگى منحصربه فرد و قابل توجه در اين اثر مارسل دوشان، نمايش گذر زمان است. دوشان با اختراع و بدعت گذارى اش در كوبيسم، سمت وسوهاى تازه اى براى هنر قرن بيستم گشوده است.نمايش پرسپكتيو همزمان در دو بوم هم اندازه كه حقيقتا در يك فرم سه بعدى ارائه مى شوند (فرمى كه بر اثر ايجاد شكست هاى ناگهانى كثرت مى يابد و به اجزاء بيشترى تقسيم مى شود) خصوصيت بارز كار دوشان به شمار مى روند.بنابراين دوشان ساختارى از سطوح عرضه كرده است كه اصل را نفى مى كند و سازماندهى فضا را مطابق با يك پرسپكتيو مركزى در نظر مى گيرد.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 1:23 توسط Aida Taghizadeh|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت